حاکمیت خط سرخ دوستی و دشمنی
علی رضا دایفولادی
افغانستان از معدود کشورهای است که سالیان متمادی دشمن تراشی های بی مورد و نا بجا کرده است. سیر تاریخی این دشمن تراشی ها بر موضوع سخن ما سنگین است. حکومت های قبل شاید از دشمن و قلمروی برای دشمن تعریف نکرده باشند که بخواهند و بتوانند در برابر آن مقابله کنند؛ اما ما متفاوت تر از سایر کشورها دشمن داخلی به پیمانه ی ملیت ها در برابر مان تراشیدیم و هر رنگی که خواستیم بدان مالیدیم. حذف سایر اتنی ها با بهانه های مختلف دال بر این مدعاست. این یک ادعا نیست روشن است که حتا حذف اقوام پروژه ی دولتی باشد، چسان میتوان دوست و دشمن مشترک داشت؟ وچگونه تعریفی از ملت شدن ملیت ها داشت که حتا شعاع وجودی، ارزش شهروندی و سرنوشت شان با دیگران در گرو همین تمامیت خواهی های قبیله ی باشد. اساساً وقتی از دشمنی با یک کشور سخن می رود، چون یک دشمن فرامرزیست و اصولاً باید در مقابل دشمن باالفعل و بالقوه ی بیرونی بسیج درون مرزی برای حراست از مرزها باشد. تعریف و تفکیک این دو پدیده ی داخلی و خارجی شا

میرآدینه