حاکمیت خط سرخ دوستی و دشمنی

علی رضا دایفولادی

 

افغانستان از معدود کشورهای است که سالیان متمادی دشمن تراشی های بی مورد و نا بجا کرده است. سیر تاریخی این دشمن تراشی ها بر موضوع سخن ما سنگین است. حکومت های قبل شاید از دشمن و قلمروی برای دشمن تعریف نکرده باشند که بخواهند و بتوانند در برابر آن مقابله کنند؛ اما ما متفاوت تر از سایر کشورها دشمن داخلی به پیمانه ی ملیت ها در برابر مان تراشیدیم و هر رنگی که خواستیم بدان مالیدیم. حذف سایر اتنی ها با بهانه های مختلف دال بر این مدعاست. این یک ادعا نیست روشن است که  حتا حذف اقوام پروژه ی دولتی باشد، چسان میتوان دوست و دشمن مشترک داشت؟ وچگونه تعریفی از ملت شدن  ملیت ها داشت که حتا شعاع وجودی، ارزش شهروندی و سرنوشت شان با دیگران در گرو همین تمامیت خواهی های قبیله ی باشد. اساساً وقتی از دشمنی با یک کشور سخن می رود، چون یک دشمن فرامرزیست و اصولاً باید در مقابل دشمن باالفعل و بالقوه ی بیرونی بسیج درون مرزی برای حراست از مرزها باشد. تعریف و تفکیک این دو پدیده ی داخلی و خارجی شا

ادامه نوشته

مالستان و گل صد برگ در اشعار  شاعران مالستان

حیات الله مهریار

 

این اسرار را دیگرگونه نمی‌توان دید و یا احساس بودن آن‌را در وجود کسی یافت، بلکه می‌توان از دل نوشته و مقالات و احساس درونی وی که در قالب‌های ادبی شکل می‌گیرد دریافت. حس داشتن یک چنین فضای سالم روحی برای انسان را می‌توان در آن‌جا جست‌وجو کرد.

با توجه به این مقدمه کوتاه این حال و هوای که در درون سینه این ادیبان سخنور که دور از زادگاه هستی درگیر روزگار اند و در وصف دیار شان قلم زده و سخن‌سرایی کرده‌اند با توجه به برداشت نویسنده‌ی این سطور، به آن طرح‌ها و شعر‌های ادبی پرداخته می‌شود. تا روشن گردد که به واقعیت این درد درونی وجود هر آواره‌یی را آزار می‌دهد یا خیر؟ از سوی هم با توجه به گسترش دامنه ادبیات، شکل و خلق آثار متفاوت، در این‌جا تنها به آن‌چه 

ادامه نوشته